حتما ازخودتان پرسیدید چه شد این تربتی که اینقدر باشور و نشاط و انگیزه شروع کرده بود و دم از سر و سامان دادن به جوانان می زد طرفه العینی غیبش زد؟
شاید با خودتان خیال کرده باشید که این تربتی هم شعاری از آب درآمد.مثل خیلی از مسوولین و متولیان دیگر که صرفا شعار میدهند و در عمل کاری از پیش نمی برند. ازدواج جوانان هم از آن شعارهای پرآب و تابی است که... بگذریم. وارد سیاست نشویم. به هرصورت حتما تربتی را هم از آن دسته ای تصور کردید که آب در هاون میکوبند و فقط شعار میدهند. حق هم دارید عزیزانم. اما چنین نیست.
تربتی هنوز هم پای حرفش هست و دل در گرو آرمانهایش دارد. این دو سه هفته غیبت را هم بگذارید به حساب پای بندی به همان آرمانها. بلی. دختران و پسران نازنینم. این مدت در گیرودار سروسامان دادن به زندگی دو نفر از جوانان عزیزمان بودیم
. دو کبوتر عاشق.
و دراعیاد اخیر موفق شدیم به فضل الهی این دو دلداده را روانه خانه بخت و منزل امیدشان کنیم. پس دیدید که شعار نبود؟![]()
خدا ان شاالله قسمت همه تان کند. البته این چیزی از وظیفه تربتی و تربتی ها کم نمی کند. کسی که بتواند قدمی درجهت سروسامان دادن به زندگی جوانان بردارد و آنها را از دامن گناه به آغوش خانواده راهنمایی کند و دست دو کبوتر عاشق و پرستوی دلداده رادر دست هم بگذارد نباید کوتاهی کند. خیرات و برکات این عمل خیر و خداپسندانه هم ده ها برابر به سوی همان فرد بازخواهد گشت.
پس بیائید به این مهم عمل کنیم.
به امید آن روز![]()
.............
عزیزانم درمطلب بعدی مطالب بسیار مهم و جذابی دراین زمینه برایتان دارم. پس آماده باشید!
اینجا روی صحبت من با شماست.
شما که به خاطر یک نوع حیا و شرم ذاتی که شایسته شخصیت یک خانم پاک و نجیب و عفیف است، از بیان برخی از خصوصی ترین خواسته های قلبی تان شرم دارید.![]()
چیزی که حق مسلم هر زن و بلکه هر انسان ومخلوق خداست.![]()
نیاز پاک و اصیلی که خداوند پاک و مهربانمان در وجودمان به امانت گذاشته و حتما در آن حکمتی هست.
بلی درست حدس زدید.![]()
آن چیزی نیست جز نیاز به همسر و تشکیل خانواده و ازدواج![]()
![]()
نیازی پاک و خدایی که از عنوان نوجوانی در وجود انسان بیدار می شود و مقصد و جهت مشخصی را دنبال میکند.
دختران نازنینم، هر نیازی در وجود ما انسانها نشان از حکمتی دارد و حتما پاسخی به آن در دنیای بیرون هست.
ما تشنه می شویم و آب هست.گرسنه می شویم و غذا هست.احساس خواب آلودگی می کنیم و خداوند حکیم، شب را آفریده تا مایه ی آرامش و آسایش ما باشد.
پس نیاز به ازدواج نیز حتما پاسخی دردنیای بیرون دارد و آن پاسخ، همسر
است.
امادختران گلم معمولا از بیان چنین نیازی حتی در کانون پاک خانواده و درنزد والدین خویش شرم دارند که البته شایسته هر دختر عفیف و نجیب و پاکدامنی است.![]()
![]()
اما این وظیفه را از دوش ما ساقط نمیکند.و این سکوت پاک و محجوبانه در واقع وظیفه بس سنگین تری را نیز بر دوش ما قرار می دهد.
هیچ دختر عفیف و نجیبی را ندیده ایم که به والدین خویش گفته باشد:من شوهر می خواهم!!!![]()
اما آیا این سکوت مقدس، به معنی عدم آن است؟ یعنی آیا این دختر انسان نیست؟ مخلوق خداوند نیست؟ از نیاز به آب و غذا و خواب و همسر بی نیاز است؟ ![]()
این همان سوالی است که در زمانه ی ما و بل در دوران گذشته نیز مغفول مانده و مورد بی مهری و بی توجهی واقع شده است.
و این همان ظلم بزرگ تاریخی است که بر زنان و دختران ما رفته طبیعی ترین حق آنان را پایمال کرده است.
در این باره بیشتر خواهم نوشت![]()
به یاد تو و مدد تو![]()