تبليغاتX
امر خیر
سلااام و صدسلام به دختران و پسران گلمنور دیدگانم

حتما ازخودتان پرسیدید چه شد این تربتی که اینقدر باشور و نشاط و انگیزه شروع کرده بود و دم از سر و سامان دادن به جوانان می زد طرفه العینی غیبش زد؟ شاید با خودتان خیال کرده باشید که این تربتی هم شعاری از آب درآمد.مثل خیلی از مسوولین و متولیان دیگر که صرفا شعار میدهند و در عمل کاری از پیش نمی برند. ازدواج جوانان هم از آن شعارهای پرآب و تابی است که... بگذریم. وارد سیاست نشویم. به هرصورت حتما تربتی را هم از آن دسته ای تصور کردید که آب در هاون میکوبند و فقط شعار میدهند. حق هم دارید عزیزانم. اما چنین نیست.

تربتی هنوز هم پای حرفش هست و دل در گرو آرمانهایش دارد. این دو سه هفته غیبت را هم بگذارید به حساب پای بندی به همان آرمانها. بلی. دختران و پسران نازنینم. این مدت در گیرودار سروسامان دادن به زندگی دو نفر از جوانان عزیزمان بودیم. دو کبوتر عاشق. و دراعیاد اخیر موفق شدیم به فضل الهی این دو دلداده را روانه خانه بخت و منزل امیدشان کنیم. پس دیدید که شعار نبود؟

خدا ان شاالله قسمت همه تان کند. البته این چیزی از وظیفه تربتی و تربتی ها کم نمی کند. کسی که بتواند قدمی درجهت سروسامان دادن به زندگی جوانان بردارد و آنها را از دامن گناه به آغوش خانواده راهنمایی کند و دست دو کبوتر عاشق و پرستوی دلداده رادر دست هم بگذارد نباید کوتاهی کند. خیرات و برکات این عمل خیر و خداپسندانه هم ده ها برابر به سوی همان فرد بازخواهد گشت.

پس بیائید به این مهم عمل کنیم.

به امید آن روز

.............

عزیزانم درمطلب بعدی مطالب بسیار مهم و جذابی دراین زمینه برایتان دارم. پس آماده باشید!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 15:9  توسط تربتی  | 

دختران گلم عزیزان نازنینم

اینجا روی صحبت من با شماست.

شما که به خاطر یک نوع حیا و شرم ذاتی که شایسته شخصیت یک خانم پاک و نجیب و عفیف است، از بیان برخی از خصوصی ترین خواسته های قلبی تان شرم دارید.

چیزی که حق مسلم هر زن و بلکه هر انسان ومخلوق خداست.

نیاز پاک و اصیلی که خداوند پاک و مهربانمان در وجودمان به امانت گذاشته و حتما در آن حکمتی هست.

بلی درست حدس زدید.

آن چیزی نیست جز نیاز به همسر و تشکیل خانواده و ازدواج

نیازی پاک و خدایی که از عنوان نوجوانی در وجود انسان بیدار می شود و مقصد و جهت مشخصی را دنبال میکند.

دختران نازنینم، هر نیازی در وجود ما انسانها نشان از حکمتی دارد و حتما پاسخی به آن در دنیای بیرون هست.

ما تشنه می شویم و آب هست.گرسنه می شویم و غذا هست.احساس خواب آلودگی می کنیم و خداوند حکیم، شب را آفریده تا مایه ی آرامش و آسایش ما باشد.

پس نیاز به ازدواج نیز حتما پاسخی دردنیای بیرون دارد و آن پاسخ، همسر  است.

امادختران گلم معمولا از بیان چنین نیازی حتی در کانون پاک خانواده و درنزد والدین خویش شرم دارند که البته شایسته هر دختر عفیف و نجیب و پاکدامنی است.

اما این وظیفه را از دوش ما ساقط نمیکند.و این سکوت پاک و محجوبانه در واقع وظیفه بس سنگین تری را نیز بر دوش ما قرار می دهد.

هیچ دختر عفیف و نجیبی را ندیده ایم که به والدین خویش گفته باشد:من شوهر می خواهم!!! اما آیا این سکوت مقدس، به معنی عدم آن است؟ یعنی آیا این دختر انسان نیست؟ مخلوق خداوند نیست؟ از نیاز به آب و غذا و خواب و همسر بی نیاز است؟

این همان سوالی است که در زمانه ی ما و بل در دوران گذشته نیز مغفول مانده و مورد بی مهری و بی توجهی واقع شده است. و این همان ظلم بزرگ تاریخی است که بر زنان و دختران ما رفته طبیعی ترین حق آنان را پایمال کرده است.

در این باره بیشتر خواهم نوشت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 16:23  توسط تربتی  | 

الهی این گام هرچند ناچیز را از بنده کمترینت بپذیر

به یاد تو و مدد تو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 16:4  توسط تربتی  | 

 
Free counter and web stats